پیام ابوالحسن بنی‌صدربه مردم ایران در باره «توافق ژنو»

ahb2ایرانیان!

    گروگانگیری و جنگ و اینک «بحران اتمی»، سه بحران بزرگ هستند که رژیم ولایت مطلقه فقیه به ایران تحمیل کرده‌است و هرسه را، با سرکشیدن جام زهر تسلیم، به پایان برده‌ است. چه کسی تضمین می‌کند که این رژیم زاده بحران و سازنده بحران، بحران چهارم و ویرانگرتری نسازد و آنچه از هستی ایران برجاست، برباد ندهد.

    رژیم ولایت مطلقه فقیه و شخص خامنه‌ای ایران را در چنان تنگنائی قرار داده ‌است که گروه گفتگوکننده چاره‌ای جز امضای تسلیم نامه نداشته ‌‌است. در این توافق‌نامه، 9 رشته تعهد از ایران ستانده‌اند و، در ازای آن، به رژیم اجازه داده‌اند 7 میلیارد دلار از پولهای توقیف شده و 4 میلیارد دلار از نفتی که ظرف 6 ماه آینده خواهد فروخت، خرج خرید از این کشورها کند. توافق‌نامه از آنچه ارگانهای تبلیغاتی ولایت فقیه بدتر از قرارداد ترکمن‌چای می‌خواندند، باز هم بدتر است.

    بر گروه مذاکره کننده ایراد اینست که درخدمت این رژیم است، اما حرجی نیست. زیرا رژیم ولایت مطلقه فقیه، به دست مافیاهای نظامی - مالی، هرگونه امکان مقاومت اقتصادی و سیاسی کشور را، هم در سطح کشور و هم در سطح منطقه و هم در سطح جهان، از میان برده‌است. بنابراین، گروه مذاکره کننده کاری جز‌ آنکه کرد، نمی‌توانست بکند. مبادله شتاب زده نامه میان آقایان روحانی و خامنه‌ای – که هر دو واقعیت و حقیقت را وارونه کرده‌اند- هدفی جز تحمیل سکوت و جلوگیری از اعتراض نداشته‌ است. تمامی مسئولیت این خیانت، همانند دیگر خیانتها بردوش ولایت مطلقه فقیه و متصدی این مقام غصب و دروغ است.

مردم ایران!

    با ایجاد بحران اتمی، رژیم نه تنها صدها میلیارد دلار ثروت ملی ما را به یغما سپرده و اقتصاد کشور را ویران کرده‌، بلکه، اتحاد شومی برضد ایران نیز پدید ‌آورده‌ است: اتحادی که از خلیج فارس تا امریکا دامن گسترده‌ است. نخست وزیر اسرائیل نیک می‌داند که توافقنامه بسود اتحاد اسرائیل و سعودیها و کودتاچیان مصر و شیخ‌‌ها و محافظه کاران جدید امریکا است. موضعی که او اتخاذ کرده‌ است هدفی جز تحکیم این اتحاد ندارد. توافقنامه می‌باید محل تردید باقی نگذاشته ‌باشد که ایران، در باتلاق است. تنها شما می‌توانید ایران را از باتلاق بدرآورید اگر خویشتن را شهروند و مسئول بشمارید و برای استقرار جمهوری شهروندان و دولت حقوقمدار و خدمتگزار مردم، برخیزید

ابوالحسن بنی‌صدر  

3 آذر 1392

 

      

درگذشت خانم بدر جهان امیر حسینی، همسر مرد و مادر خانواده ای مبارز

   خانم بدرِ جهان   امیر حسینی  همسر آقای مهنس صادق امیر حسینی، مبارزی کهنسال ومادر علی امیر حسینی، مشاور و همکارمن، پیش و در دوران ریاست جمهوری و پس از آن، و نیز مادر آقایان عبدالله و تقی و خانم زهرا امیر حسینی، در سن 

82 سالگی، در روز 19 تیر ماه 1392  چشم ازجهان فروبست.

    می دانم که در گذشت او، در غربت، هم برای همسر و هم برای فرزندان، جان کاه است اما این را نیز می دانم که شادی هر لحظه ایستادگی بر اصول استقلال و آزادی، تحمل عمری رنج را آسان می کند. 

ابوالحسن بنی صدر

25 تیر ماه 1392

  

 

پیام آقای بنی صدر: در رثاء احمد حاج سید جوادی

ahb va hajseied javadi ahmadصبحگاه یک شنبه 11 فروردین 1392، آقای احمد صدر حاج سید جوادی، مردی درگذشت که 80 سال در مبارزه زیست. تمامی این قرن، ایستادگان بر اصول استقلال و آزادی، با استبدادیان وابسته، رویاروی بوده اند و هستند. هریک از آنها که بر آرمان زندگی در استقلال و آزادی ایستاده اند، در یکی از صحنه های مبارزه با فساد و جنایت و خیانت، فعال بوده اند. کم شمار آنها بودند و هستند  که، در هر سه عرصه، به مبارزه ایستاده اند. احمد صدر حاج سید جوادی، بدین خاطر که قاضی بود، در عرصه فساد و جنایت سیاسی، و از این نظر، که در جنبش ملی ایران به رهبری مصدق شرکت داشت، در عرصه سیاسی، همه عمر، با استبدادیان، رویارو بود.

     بنا بر این که در 1296 به دنیا آمده و در 1392 چشم از جهان فرو بسته است، زندگی او تاریخ نزدیک به یک قرن استقامت، یک قرن ابتلا در پرحادثه ترین قرن ها است. زندگی وقتی ایستادن برحق می شود، همه روزش، روزهای ابتلا است و او کسی است که کهن سال ترین مبارز و پیروز در ابتلاها گشت. اینک، در حالی روی در نقاب خاک وطن می کشد، هم او سرفراز است که در آزمون ها، کامیاب گشته است و هم ایران که به کهن سال مردی می نازد که به عهد خود با او وفا کرده است.

     در گذشت او را به خانواده حاج سید جوادی و مردم ایران و نهضت آزادی ایران تسلیت می گویم.

ابوالحسن بنی صدر

پیام آقای ابوالحسن بنی صدر به کارگران به مناسبت اول ماه مه

 

daste karegar

پیام آقای ابوالحسن بنی صدر به کارگران به مناسبت اول ماه مه

 

زنان و مردان کارگر!

    بنای علم اقتصاد بر «کمیابی» است. اما هنوز از خود نپرسیده است که آیا این «کمیابی» را جامعه ها پدید می آورند و یا در طبیعت است که از هر ماده به اندازه کافی  وجود ندارد؟  در این علم، از نیروهای محرکه سخن بمیان است اما نه فهرست کاملی از آنها تهیه شده است و نه از میزان تولید آنها در سطح جامعه ها و در سطح جهان و نه از مدیریت این نیروها و میزان بکار رفتنشان در تولید و میزان خارج شدنشان از چرخه تولید و تخریب آنها اطلاع دراختیار مردم هر کشور می گذارد.

  

هرگاه در  کاربرد نیروهای محرکه، در سطح جهان، تأمل کنیم، می بینیم تخصیص نیروهای محرکه به فعالیتهای گوناگون و تخریب بخشی بزرگ از آنها، هیچ توجیه علمی پیدا نمی کند. تنها رابطه مسلط – زیر سلطه توجیه کننده این تخریب عظیم نیروهای محرکه است. وگرنه، در حال حاضر، نه کارگر و نه دانش و فن و نه سرمایه کمیاب هستند. کمبود مدیریتی وجود دارد که در سطح جهان، نیروهای محرکه را در اقتصادهای تولید محور، در تولید فرآورده ها و خدماتی بکار برد که به نیازهای انسان پاسخ گویند. 

    

ماوراء ملی ها مهار نیروهای محرکه را در سطح جهان در دست دارند و دولتها، فرآورده روابط مسلط – زیر سلطه هستند. تخریب نیروهای محرکه که هر سال بر ابعاد آن افزوده می شود، جا برای تردید باقی نمی گذارد که برای حفظ نظام سلطه گر - زیرسلطه است که این تخریب بزرگ انجام می گیرد.  

    

 به جمعیت جهان بنگریم، از این جمعیت عظیم، چند درصد در تولید شرکت دارند؟ بزرگ شدن بارتکفل در جهان به ما می گوید که از جمعیت شاغل در تولید کاسته می شود. سهم کار از حاصل تولید که مرتب کاهش می پذیرد، به ما می گوید که میزان بهره کشی از کارگران بطور مداوم افزایش می یابد. افزایشها (بدهی های دولتها و مؤسسات عمومی و افراد و تورم و بیکاری و فقر و نابرابری و آسیبهای اجتماعی) به ما می گویند که توزیع ثروت در جهان و توزیع نیروهای محرکه در جهان بطور مداوم نابرابر تر می شوند. آلودگی روز افزون محیط زیست و زیادت مصرف بر تولید در جامعه های دارای اقتصاد مسلط و بزرگ شدن فاصله میان نیازهای واقعی انسان و کالاها خدماتی که عرضه می شوند، نزد افزون بر 80 درصد جمعیت جهان، به ما می گوید که آنچه علم اقتصادش می نامند، نیازمند انقلاب است. نیازمند مبانی جدید با تعریف ها است که، در بیان استقلال و آزادی، می توانند پیدا کنند. جهان نیازمند انقلابی است که جهانیان را از روابط مسلط – زیرسلطه رها کند.

 

کارگران ایران!

   ایران، وطن ما در خطر است. علت وضعیت اقتصادی کشور، اینست: رﮊیم مافیاهای نظامی – مالی بقای خود را اوجب واجبات می داند. پس برای برجا ماندن، نیاز دارد به نگاه داشتن کشور در رابط مسلط – زیر سلطه دارد تا صادر کردن و تخریب نیروهای محرکه میسر گردند. مجازاتهای اقتصادی عامل تشدید کننده هستند. وگرنه، پیش از آن نیز، دولت ولایت مطلقه فقیه در کار تخریب نیروهای محرکه بود. به اقتصاد بنگرید که مصرف محور گشته است و به خود بنگرید که هم نیروی محرکه ساز هستید و هم نیروی محرکه: میزان واقعی بیکاری چه میزان است؟ میزان مهاجرت استعدادها از کشور چه میزان است؟ به منابع نفت وگاز بنگرید که چسان تخریب می شوند. در سرمایه اندیشه کنید که منابع مشترک نفت و گاز در خلیج فارس و دریای مازندران هستند که برده و خورده می شوند. در درآمدهای نفت فکر کنید که می توانستند سرمایه گردند و در یک اقتصاد تولید محور بکار روند ولی در تخریب این اقتصاد و گسترش اقتصاد مصرف محور بکار برده می شوند. به زمین های کشور بیاندیشید که بیابان می شوند. در دانش و فن اندیشه کنید که در تولید کاربرد پیدا نمی کنند و در تخریب منابع ثروت کشور نقش می یابند... و در سفره خود بنگرید و از خود بپرسید چرا زمان به زمان خالی تر می شوند؟

   

 بهوش باشید! تورم تنها گران شدن قیمتهای فرآورده هائی که شما مصرف می کنید، نیست. تورم، نخست به شما می گوید این نیروهای محرکه هستند که تخریب می شوند. چنانکه پول سرمایه نمی شود، بلکه قدرت خرید می گردد و در اقتصادی چون ایران، هراندازه بر حجم آن بیفزائی، ضریب می خورد و بزرگ می شود و بمبی می گردد که بدون انقطاع، منفجر می شود. اقتصاد ایران گرفتار این انفجار دائمی است. 

   

 هرگاه از شما بپرسم چرا چنین است؟ پاسخ می دهید دولت در دست مافیاهائی است که جز به بالا بردن میزان رانت نمی اندیشند. اما چرا به یاد آنچه دارید و از آن غافل هستید، و بکارش نمی برید و حاصل این غفلت، دولت جباران است، نمی افتید؟ از این امکانها کدام را دارید؟ امکان انتخاب کار در خور ؟ امکان رشد از راه به روز کردن دانش و فن؟ امکان برآوردن نیازهای یک انسان حقوقمند؟ امکان تصمیم سیاسی (حداقل شرکت در اداره جامعه خود) ؟ امکان تصمیم اقتصادی (در حد به حساب آمدن در اداره کارفرمائی)، امکان تصمیم اجتماعی (درحد محل زندگی و ازدواج و داشتن یک زندگی خانوادگی درخور)، امکان فرهنگی (درحد شرکت حداقل در تولید فرآورده های فرهنگی)، امکان حاصل از جریان اندیشه ها و اطلاع ها (در حد شناسائی طرز فکرها و نقد طرز فکر خود و اطلاع از وضعیت جامعه خود)،  امکان برخورداری از حقوق شهروندی؟  این امکانها همان استقلال هستند و ذاتی حیات هر انسان. اینک از خود بپرسد: وقتی این امکان ها را ندارید، آیا توانائی انتخاب در هریک  از بعدهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را دارید؟ نه. چرا؟ زیرا وقتی امکان (= استقلال) را ندارید، انتخاب( = آزادی) را هم ندارید. این دو حق از یکدیگر جدائی ناپذیر هستند، ذاتی حیات هر انسان هستند. غفلت از آنها، غفلت از دیگر حقوق ذاتی است و غفلت از این حقوق خلائی پدید می آورد که زور پر می کند و دولت مافیاها فرآورده این زور است. 

    اما اگر بخواهید از استقلال و آزادی خویش غافل نمانید و زندگی را عمل به حقوق ذاتی بگردانید، نیازمند نیروی محرکه ای هستید که چگونگی زندگی شما و نیز تولید و بکاربردن نیروهای محرکه در رشد انسان، در استقلال و آزادی و بر میزان عدالت اجتماعی، نیازمند آن است: بیان استقلال و آزادی بمثابه اندیشه راهنما. 

 

هموطنان عزیز من!

     زمان، زمان تغییر است. با بازیافتن استقلال و آزادی خویش، بدیل خود بگردید. توحید اجتماعی را هدف و روش کنید و نیروی محرکه جنبش همگانی برای بازیافتن جمهوری شهروندان بگردید.

 

اول ماه مه 2013 برابر 11 اردیبهشت 1392

ابوالحسن بنی صدر

پیام آقای ابوالحسن بنی صدر به مردم ایران بمناسبت نوروز 1392

sabzeh

 

فرارسیدن نوروز را به شما و همه انسانها تبریک عرض می کنم، به شما بخاطر جشن زندگی که به بشریت هدیه کرده اید و به همه انسانها که می خواهند حق زندگی را بجا آورند. در مراسم نوروز که بنگرید چه می بینید؟ چهارشنبه سوری یادگار ایستادن بر حق و عبور از آتش برای اثبات بیگناهی و حقمداری است. نوروز روزی است که انسان خلاق و فعال، آزاد و مستقل در برابر هفت سین می نشیند، در علامتها توجه کنید هم گویای عمران طبیعت و رشد انسانند هم از نمادهای قدرت در این سفره هیچ نیست، هرچه هست نماد صلح، نماد استقلال و آزادی انسان، نماد زیست در برادری و دوستی در جامعه مستقل، آزاد، باز و تحول پذیر است. اعضای خانواده در دوستی و عشق بر گرد این سفره می نشینند و در سراسر کشور همه جا چنین است، یعنی یک وجدان همگانی به ضرورت همبستگی ملی، رهایی از خشونت و خشونت زدائی وجود دارد برای اینکه جامعه هر اندازه از درون همبسته تر باشد، برابرتر و برادرتر است و هر اندازه نظام اجتماعی عادلانه تر باشد، از خطرهای بیرون مصون تر و از ستم زورمداران رهاتر.

به تاریخ بنگریم، می بینیم که نوروز یک گذار است، گذار از یک نوع زندگی به نوع دیگری از زندگی. به هفت سین نگاه کنید، به شما می گوید که جامعه ایرانی از زندگی پیش از بوم نشینی به عمران طبیعت و رشد عبور کرده است و این گذار را جشن گرفته است. از دید دیگر نگاه کنیم، بنابر روایتی که می گوید نوروز یادگار خیزش ایرانیان و جنبش همگانی آنان بر ضد ضحاک و رها شدن از استبداد ضحاکی و بازیافتن جامعه ای است که در آن انسانها شهروند و مستقل و آزاد بوده اند، در نمادهای این خیزش که بنگریم می بینیم ایستادگی بر حق، مظلومیت و بیگناهی با پهلوانی جمع می شود و نماد ایندو کاوه آهنگر است پس این جشن که شما به بشر هدیه کرده اید، جشن استقلال و آزادی انسان و جشن زندگی در حق و حقمداری است.

امروز به زندگی خود بنگرید تا ببینید این زندگی را وقتی بازخواهید یافت، وقتی شهروند خواهید شد، وقتی غرور انسانی را بازخواهید یافت که بتوانید آن مسائلی که در طول تاریخ به استمرار وجود داشته اند را حل کنید. از آن جمله است بدست آوردن اختیار دین؛ هر کس خود خویشتن را رهبری می کند پس اختیار دین هر کس در دست خود اوست، نه در دست دولت، نه در دست مقام دینی و غیر دینی. باز در هفت سین بنگرید، حضور قرآن در 7 سین به معنی اینستکه می گوید اختیار دین با من است. مساله دوم، زیست در این جهان بدون روابط قوا و در صلح با بقیت جهان؛ در طول تاریخ، بحرانها و جنگها زندگی و حیات ملی ما را تهدید کرده اند که حل این مشکل در این است که اختیار کشور را خود بدست گیرید.

و بالاخره مسئله نیروهای مسلح است، نیروهای مسلح در کشوری که آزاد و مستقل است در خدمت ملت و تحت فرمان ملت است. ننگ است برای نیروی مسلح که سلاح خود را بروی مردم بگیرند پس شما نیروهای مسلح خود را خدمتگذار و تحت فرمان ملت بزرگ ایران بدانید و آنروز که چنین می شود یعنی دولت از آن ملت می شود، نیروهای مسلح از آن ملت می شوند، اختیار دین هر کس با خود او می شود، آنروز نوروز است و من برای شما چنین نوروزی را آرزو می کنم.

شاد و پیروز باشید.