وضعیت سنجی دویست و یکم :عوامل ۴ بعدی و موجد بحران آب در ایران

عوامل موجد بحران آب در ایران هم سیاسی است هم فرهنگی هم اجتماعی و هم زیست محیطی

انقلآب اسلامی در هجرت:مشکلات و بحرانهایی که محیط زیست ایران بدان دچار شده است همانند هر پدیده ای تنها یک عامل و علت ندارد. بلکه هم عوامل سیاسی دارد هم اقتصادی هم فرهنگی و اجتماعی و هم زیست محیطی. ایران وطن ما در حال حاضربا چالش های محیط زیستی یعنی بحران تامین آب ، بحران ریزگردها و بحران آلودگی هوا مواجه است که بی ارتباط با یکدیگر نیز نیستند.

وضعیت کمبود آب در کشور ایران بعنوان یک معضل محوری محیط زیست ایران ، نیازمند بررسی همه عوامل موجد این بحران است. لازم به تذکر است که هر گاه از لفظ بحران نام میبریم به هیچ وجه منظور یک مشکل و معضل کوتاه مدت نیست، بلکه کشور ما همواره با مساله کم آبی روبرو بوده‌است و راه حل پایا نیز میطلبد. اما بعلت اینکه کمبود آب مشکلات حادی برای اغلب روستاها و شهرهای ایران و سلامت مردم بوجود آورده است و کشاورزی و صنایع را با چالشهای زیادی روبرو کرده است، بحران را "بحران آب" می‌خوانیم.

برای اندریافت اندازه حاد بودن مساله به اقرار«وزیر» نیروی دولت روحانی توجه کنیم:

رضا اردکانیان در ۱ اردیبهشت ۹۷ در نشست مدیران ارشد دولت دوازدهم گفت : «با توجه به وضعیت بارشها در تابستان امسال پیش بینی می شود 334 شهر با جمعیت حدود 35 میلیون نفر در معرض تنش آبی قرار داشته باشند. 165 شهر با جمعیت 10.5 میلیون نفر در وضعیت زرد، 62 شهر با جمعیت 6.8 میلیون نفر در وضعیت نارنجی و 107 شهر با جمعیت 17.2 میلیون نفر در وضعیت قرمز و مجموعا این 334 شهر در معرض تنش آبی قرار خواهند داشت. »

بحران آب در کشور هر روز ابعاد وسیع‌تری پیدا می‌کند. همانگونه که ذکر آن رفت علل بحران آب در هر ۴ بعد سیاسی، اقتصادی ، فرهنگی و محیط  زیستی قابل یافت است و البته وزنه برخی از این عوامل همچون سوء‌مدیریت و بی برنامگی و عدم اختصاص بودجه ضرور، در نظام ولایت فقیه، و نقش مافیای آب  سنگین تراند. البته برخی از محققان نقش تغییرات اقلیمی را در این بحران بسیار پررنگ می‌بینند.اما در ایجاد بحران همه اعم از نظام حاکم و دولتهای بی برنامه و بی‌کفایت و هم جامعه بخاطر میل به مصرف آب بدون آینده نگری ، تخریب و کثیف کردن محیط زیست و عدم آگاهی به  نتیجه آن همانا آلودگی آب و ... نقش دارند. و بخاطر کوتاهی در رفع آن و عدم اتخاذ روشی سازنده همگی مسئولند.

حد اقل ۲۰عوامل ذیل در ایجاد بحران آب نقش د ارند:

سیاستهای غلط افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی بدون در نظر گرفتن عواقب آن که در نهایت منجر به افزایش مصرف آب نیز می‌گردد، استفاده از آب بیش از ظرفیت طبیعت یعنی برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی و کاهشآب‌های سطحی ، حفر غیر منطقی و بی حساب چاههای عمیق آب ، سدسازی بی رویه و بی برنامه و بدون در نظر گرفتن عواقب زیست محیطی آنها ، بهره‌وری پایین کشاورزی و جبران آن با مصرف هر جه بیشتر  آب، مصرف محور بودن اقتصاد و عدم آموزش روشهای جلوگیری از هرز آب، فرسودگی صنایع آب بر، انتخاب محل نا مناسب، همانا استانهای کم آب کشور، برای ایجاد صنایع فولاد، فرسایش خاک، سیاستهای غلط و نسنجیده در برنامه های کشاورزی و کشت محصولات بدون عاقبت نگری و میزان نیازشان به آب، فقدان برنامه استفاده از آبهای تصفیه شده، عدم استفاده از تلکنولژی برای ساختن دستگاههای آب شیرین کن، عدم تخصیص بودجه کافی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست، وجودمافیای آب و سدسازی، مدیریت نا کارآمد و نیز فقدان اختیارات، بنابراین نبود مسئولیت ارگانهای ذیربط وتسلط دولت بر کل فرایند سیاسی تصمیم‌گیری درباره مدیریت منابع و حکمرانی آب... در بروز بحران آب نقش بس مهمی را ایفا می کنند.

عواقب و نتایج زیست محیطی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی بحران آب:

بالتبع مساله تنش آبی می‌تواند عواقب و ابعاد اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی زیادی را به‌دنبال داشته باشد؛ به عنوان نمونه تعطیلی زمین‌های کشاورزی باعث بروز مشکلاتی در اشتغال، معیشت، مهاجرت، بیکاری و حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ فقر و سوء‌تغذیه و گرسنگی و گسترش بیمارهای عفونی و مسری و... می‌شود که تمامی این شاخه‌ها به هم متصل هستند .همچنین تنش آبی هم اثرات زیادی بر سایر ابعاد زیست محیطی دارد. همچون از بین رفتن گونه های گیاهی کشور و نیز خشکی تالابها و دریاچه ها و از بین رفتن محیط بومی زیست انواع حیوانات. تخریب تالابها از جمله منجر به تخریب محیط زیست پرندگان مهاجر به ایران می شود و نیزافزایش ریزگردها . بدین سان، آسیبهایی عظیمی به سلامت مردم وارد می شود.

● ایرانیان ذخیره هزار ساله آبهای زیر زمینی را 30 ساله تمام کردند:

   محمد درویش عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور طی مصاحبه‌ای با خبر گزاری مهر  گفت: آبی که ایرانیان در طول 30 سال گذشته از منآبع آب زیرزمینی برداشت کرده اند برابر با ذخیره آب سفره‌های زیر زمینی در هزار سال گذشته است. در 15 سال گذشته عمق برداشت آب از ذخیره‌گاه‌های زیرزمینی به پایین ترین سطح خود رسیده و منابع آبی سفره‌های زیرزمینی ایران رو به پایان است.

پانزده سال مورد اشاره وی مربوط میشود به مسئولیت وزارت نیرو در 8 سال دوره ریاست جمهوری رفسنجانی و خاتمی. همچنین دشت رفسنجان - یکی از بزرگترین مخازن آب زیرزمینی مناطق کویری کشور - در سال 1353 با کمتر از 500 حلقه چاه به عنوان دشت ممنوعه اعلام شد تا دیگر در آن دشت و بالادست آن چاهی حفر نشود. ولی طبق آمار سال 1379 (دوران ریاست جمهوری خاتمی و وزارت حبیب الله بی‌طرف بر وزرات نیرو)، تعداد چاه‌های پروانه دار در این دشت 1370حلقه گزارش شده‌است. یعنی بیش از دو و نیم برابر تعداد چاه‌های زمان اعلام ممنوعیت دشت! بعلاوه، در بالادست این سفره نیز حفر چاه مجاز ولی مضر به پایین دست تا همین اواخر ادامه داشته است؛ مثلاً در دشت بردسیر.

همچنین حسین آبراهیمی مدرس دانشگاه در مصاحبه با روزنامه خراسان در  مهرماه ۱۳۹۰(همانا درسالهای آخر  حگومت احمدی نژاد ) معتقد است: در همين سال با وجود اين همه دغدغه باز هم برابر اعلام معاونت حفاظت و بهره برداري شرکت مديريت منابع آب ايران ۳ هزار و ۸۴۱ مجوز حفر چاه براي آب شرب، جابه جايي چاه‌هاي کشاورزي و کف شکني آن‌ها صادر و از اين محل ۳۱۳ ميليون مترمکعب آب استحصال شده است.

قبل از پرداختن به نقش هر یک و یا چندی از این عوامل، ابتدا لازم است داده هایی نسبت به اقلیم ایران در اختیار خوانندگان محترم قرار دهیم:

کشور ما ایران در قسمتی از منطقه خشك و نیمه خشك جهان قرار گرفته است که همواره بارش هایی به اندازه یک سوم متوسط جهانی داشته است. متوسط بارش های سالانه ایران به صورت درازمدت (متوسط نیم قرن اخیر) 254 میلیمتر بوده است، که در نقاط خشک فلات مرکزی ایران به ۵۵ میلی متر و در سواحل شمالی کشور به هزار و ششصد میلی متر در سال میرسد . این بارشها در طی سالهای اخیر، روندی کاهشی به خود گرفته است .به طوریکه این رقم در پایان سال آبی 95 – 96 به 249.7 میلیمتر رسید. در حالی که میانگین بارش جهانی که بیش از هشتصد و سی میلی متر است.

پدیده خشکسالی متأسفانه طی اعصار و قرون گذشته همواره در کشور ما رخ داده و آثار و پیامدهای نامطلوب خود را بر ساکنین کشور تحمیل نموده است. به تعبیری می توان گفت که تاریخ کشور ما با وقوع خشکسالی های وحشتناک عجین بوده است. متأسفانه کشور ما برای مقابله با این پدیده شوم طبیعی برنامه جامع نداشته‌است. هنوز هم به صورت انفعالی در زمان وقوع این پدیده با آثار و پیامدهای آن ها مقابله می شود.

اما امسال وضعیت متفاوت است. از ابتدای سال آبی جاری تاکنون 103.6 میلیمتر بارش در کشور داشته ایم، این درحالی است که در مدت مشابه سال قبل 206.1 میلیمتر و در مدت مشابه به صورت درازمدت 203.7 میلیمتر بارش در کشور ثبت شده است یعنی کشور با کاهش 49.7 درصدی بارش های سال آبی جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته مواجه شده است.

کم شدن بارش های ایران به معنای کاهش منابع تجدیدشونده آب کشور است. ایران سالانه از 130 میلیارد مترمکعب منابع آب تجدیدشونده برخوردار بود، اما در 20 سال گذشته منابع آب تجدیدشونده به 110 میلیارد مترمکعب و در 6 سال گذشته به حدود 100 میلیارد مترمکعب کاهش یافته است..

از یک سو کم شدن بارش های کشور دسترسی به منابع آب سطحی را برای سال جاری کاهش داده و از سوی دیگر با برداشت بیش از ظرفیت، از منابع آب زیرزمینی در طی دو سه دهه اخیر، شاهد هستیم که از تعداد 609 دشت کشور، 355 دشت با کاهش شدید سطح منابع آب زیرزمینی مواجه شده است. در سال 1347 تنها 15 دشت ممنوعه در کشور وجود داشت که این تعداد امروز به 355 دشت ممنوعه افزایش پیدا کرده است.

خبرگزاری مهر در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ گزارش مفصل و جالبی از نشریه نیچر در باره وضعیت زمینهای کشاورزی ایران که در اینجا تنها به بخشهایی از ان اشاره میشود، نشر داده‌است:

توزیع جغرافیایی زمین های کشاورزی ایران نشان می دهد بخش اعظم فعالیت های کاشت و برداشت ایران در غرب، شمال غرب و بخش های شمالی کشور است . بارش سالانه در این مناطق بیش از ۲۵۰ میلی متر است. با این وجود آبیاری محصول در مناطق با بارش ۲۰۰ یا حتی کمتر از ۱۰۰ میلی متر در سال نیز انجام می شود. این درحالی است که برای حمایت از کشاورزی، سیستم آبیاری کنترل نمی شود و همین امر مشکل کم آبی را حادتر کرده است.هنگامیکه مطلوبیت زمین براساس محدودیت های خاک و توپوگرافیک اندازه گیری شد، ۱۲۰ میلیون هکتار(۷۴ درصد) از زمین های کشور دارای کیفیت ضعیف یا پایین تر برای کشاورزی هستند. زمین هایی با مطلوبیت متوسط حدود ۱۷.۲ میلیون هکتار (۱۱ درصد) از کشور و زمین های با کیفیت بالا ( خوب و خیلی خوب) حدود ۵.۸ میلیون هکتار (۴ درصد) از کل کشور را تشکیل می دهند.

خاک های با کیفیت ایران برای کشاورزی( طبقه خوب و بسیار خوب) در باریکه ای از کناره دریای خزر( استان های گلستان، مازندان و گیلان) و همچنین در غرب و شمال غرب( مانند آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه) وجود دارند.

در شمال غربی و غرب مهمترین محدودیت کشاورزی ناشی از ارتفاع زیاد و دره های عمیق است که در رشته های البرز و زاگرس دیده می شود.

با این وجود، ایران در یکی از خشک ترین نقاط جهان قرار گرفته که کم آبی به عنوان عامل اصلی محدودیت کشاورزی شناخته می شود. با توجه به شاخص خشکسالی، ۹۸ درصد از ایران را می توان جزو مناطق خیلی خشک، خشک یا نیمه خشک به حساب آورد.ماههای تیر و مرداد خشک ترین و ماه های دی و بهمن پرآب ترین ماه های سال در ایران هستند.بیش از نیمی از کشور شاهد شرایط آب وهوایی بسیار خشک در ۵ ماه متوالی سال است که ازتیرماه آغاز می شود.این الگوی موقت از شاخص خشکسالی عواقب وخیمی برای محصولاتی دارد که در تابستان پرورش می یابد زیرا مقدار آب و نرخ آبی که محصول جذب می کند ممکن است در این ماه ها تامین نشود. به این ترتیب احتمال کاهش محصول یا از بین رفتن آن به شدت افزایش می یابد. در بیش از ۵۰ درصد زمین های ایران، مدت بازه رشد بسیار کوتاه است ( ۲ ماه و کمتر) . برای هرگونه کشاورزی باید آب برای این زمین ها فراهم شود .تقریبا تمام منطقه مرکزی ایران(یزد، سمنان ، استان مرکزی و اصفهان) و بخش عظیمی از زمین‌های شرق (خراسان جنوبی و بخش های جنوبی خراسان رضوی) جنوب شرق( سیستان و بلوچستان و کرمان) و جنوب( هرمزگان و بوشهر) برای کشاورزی با آب باران نامناسب هستند. هرچند نیمی از خورستان و سه چهارم استان فارس نیز با توجه به آنچه گفته شد نامناسب به حساب می آیند.در کل منطقه شرق ایران فقط قسمت شمالی خراسان رضوی در کمربندی است که به طور کلی زمین هایی با ملزومات رضایتبخش برای انجام کشاورزی با آب باران دارد.

keshavarzi dar iran 

هرچند مدتهاست کمبود منابع آبی یکی از چالش های افزایش تولید کشاورزی در ایران به شمار می‌رود ، محدودیت های دیگر از لحاظ مطلوبیت زمین نیز وجود دارد. فشارهای زیست محیطی احتمال گسترش زمین های کشاورزی را می‌کاهند. ایران به عنوان یکی از اعضای کنوانسیون تنوع زیستی باید به اهداف تنوع زیستی آیچای پایبند باشد. براساس یکی از این اهداف ایران باید تا ۲۰۲۰ میلادی مساحت زمین های محافظت شده خود را به ۱۷ درصد برساند. این رقم تقریبا دوبرابر منطقه حفاظت شده فعلی در کشور است.درحال حاضر رشد بیابان ها به خصوص در ایران به یک نگرانی بین‌المللی تبدیل شده است.

گزارش نشریه نیچر بعنوان راه حل اعلام میکند که تبدیل زمین های بی کیفیت به زمین های قابل کشت، به طور حتم میزان محصولات کشاورزی رابهبود می‌بخشد. طبق نتیجه یک تحقیق جهانی موخر در این زمینه، با فراهم کردن دوباره شرایط محیطی مناسب برای زمین های کشاورزی، تولید جهانی حتی بدون گسترش زمین، ۳۰ درصد رشد می کند. بااین وجود برنامه گذار نیازمند نقشه بندی دوباره زمین های قابل کشت است، که این امر هم اکنون برای ایران مهیا نیست.باید از عملکردهای نامناسب کشاورزی در زمین های نامناسب جلوگیری شود زیرا این زمین ها محصولی با هزینه کلان تولید می کنند و به مشکل کم آبی دامن می زنند.از سوی دیگر گسترش زمین در ایران نیز احتمال کمی دارد به ظرفیت تولید غذا در کشور بیفزاید. با این وجود، توزیع دوباره زمین ها می‌‌تواند وضعیت کلی کشاورزی ایران را بهبود بخشد.

 تنوع اقلیمی ایران و وجود ۸۰۰۰گونه گیاهی و قرار گرفتن ایران در مسیر دو کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین:

فلات ایران که بیش از ۸۰ درصد خاک سرزمینی کشور ایران را در برگرفته، تنوعی از چشم اندازهای کوهستانی، کوهپایه ای، دشتی ، کویری و … را بوجود آورده است. همین ویژگی باعث شده که کشور ایران علی رغم قرار گرفتن در کمربند خشک و نیمه خشک جهان دارای میکرواقلیم های متنوعی باشد و از اقلیم های خیلی سرد تا خیلی گرم و از خیلی مرطوب تا خیلی خشک در آن یافت شود.

قاره آسیا ۱۰۰ هزار گونه گیاهی دارد که ایران با داشتن ۸ اقلیم مختلف آب و هوایی ۸۰۰۰ گونه گیاهي مختلف را در خود جای میدهد و از این رقم ۱۷۲۰ رقم بومی ايران به شمار مي‌رود که يکي از غني‌ترين تنوع گياهي در جهان به شمار مي‌رود،برای مقایسه درانگلستان فقط ۱۰۰۰ گونه گياهي وجود دارد.

تنوع اقلیم ایران، پستی و بلندیهای فراوان، وجود دو دریای وسیع در شمال و جنوب کشور و گسترش وسیع تشکیلات زمین شناسی دوران سوم زمین شناسی که اغلب شور هستند، باعث شده که انواع مختلفی از تالاب ها، از جنگلهای مانگرو و صخره های مرجانی گرفته تا دریاچه های کوهستانی و دشت های شور کویری در آن شکل بگیرند.

از طرفی ایران در مسیر دو کریدور اصلی مهاجرت پرندگان کره زمین قرار گرفته لذا اهمیت تالاب های ایران در پشتیبانی نظام طبیعی مهاجرت پرندگان بسیار زیاد است.

● وضعیت تالابها ی ایران:

تالاب ها از جمله مولدترین محیط های جهان هستند تالاب ها از اجتماعات انبوه گونه های پرندگان، پستانداران، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی مهرگان حمایت میکنند. از بین ۲۰ هزار گونه مختلف ماهی در سطح جهان، بیش از ۴۰ % آنها در آبهای شیرین (تالاب ها) زندگی می کنند. تالاب ها ذخیره گاه های بسیار مهمی از مواد ژنتیکی (وراثتی) گیاهی نیز محسوب می شوند.

از ۴۲ نوع تالاب مشخص شده توسط کنوانسیون رامسر در سطح جهان به جز یک نوع تالاب یعنی تورب زارها، بقیه در کشور ایران یافت می شوند که بیانگر تنوع بسیار زیاد تالاب های ایران است. همچنین تعداد تالاب های ایران به واسطه وسعت کشور بسیار زیاد و محدوده تغییرات ابعاد آنها بسیار وسیع است بطوریکه وسعت آنها بین کمتر از چند هکتار تا بیش از ۵۰۰۰۰۰ هکتار در نوسان است.

ایران حدود 270 تالاب دارد که حدود 80 مورد از آنها آنچنان بزرگ هستند که در زمره تالاب های بین المللی قرار می‌گیرند. متاسفانه ۲۱تالاب مساحت خود را کم کم از دست داده اند و منشا گرد و غبار شده اند. همچنین 75 درصد از تالاب‌های ایران در معرض خشک شدن قرار دارند. از جمله دو تالاب بزرگ شادگان و هورالعظیم تقریبا به خشک‌زار تبدیل شده‌اند.

● خشک شدن در یاچه هامون و ارومیه و نیز دو رودخانه عظیم ایران کارون و زاینده رود

باخشک شدن دریاچه هامون در استان سیستان و بلوچستان ایران، مشکلات متعدد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی در این منطقه بروز کرده است. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۳ و با جاری شدن سیلاب از افغانستان، دریاچه هامون پس از ۱۵ سال ابگیری شد. با این‌حال کارشناسان محیط زیست در سیستان و بلوچستان هشدار می‌دهند احیای دریاچه هامون موقتی است و خطر خشک شدن، دوباره این تالاب بین‌المللی را تهدید می‌کند.مشکلات دریاچه هامون در سال‌های اخیر با قطع حق‌آبه این دریاچه توسط سدهایی که در افغانستان ساخته شده‌اند آغاز شد. اما وزارتخانه‌های نظام ولایت فقیه در این مورد توجهی از خود نشان نداده و از دادن حق‌آبه هامون و هدایت آب به آن سو خودداری کرده‌‌اند. خشک شدن هامون ُ میزان و شدن طوفانهای گرد و غبار را در منطقه افزایش داده است . از سوی دیگر نابودی این دریاچه و خشکی بیش از ۱۵۰۰ رشته قنات یعنی ۹۰ درصد قنات‌ها ی بلوچستان باعث بیکاری و مهاجرت هزاران نفر به مناطق دیگر شده است.

اخرین گزارش در مورد وضعیت دریاچه ارومیه به تاریخ ۲۹ آذر ۹۶ برمی گردد که رئیس دفتر استانی ستاد احیای دریاچه ارومیه در آذربایجان غربی اطلاع داد که وسعت دریاچه ارومیه در آذرماه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۴۲ کیلومتر کاهش یافته است و وسعت دریاچه ارومیه به یک هزار و ۷۳۴ کیلومتر رسیده است.و این رقم یک سوم مساحت دریاچه در ۱۵ سال گذشته است.

«برنامه توسعه سازمان ملل» طی گزارشی که بهار امسال منتشر کرد، نسبت به خشک شدن این دریاچه به شدت هشدار داد. بر مبنای این گزارش: ۲۰ سال قبل حدود ۳۰ میلیارد متر مکعب آب در دریاچه ارومیه وجود داشت، اما اکنون به حدود ۲.۵ میلیارد متر مکعب رسیده است. طی چند سال گذشته وضعیت دریاچه ارومیه مقداری بهتر شده است، اما هنوز در معرض خطر خشک شدن کامل است. بر خلاف اظهارات مقامات ایران مبنی بر خشک شدن دریاچه ارومیه به خاطر خشکسالی، این گزارش می‌گوید که عامل انسانی، خصوصا ساخت غیراصولی سدهای متعدد بر رودخانه‌های مشرف به این دریاچه، وضعیت را بحرانی کرده است و اگر دریاچه خشک شود، می‌تواند مانند دریاچه آرال در آسیای میانه به یک فاجعه تمام عیار انسانی و زیست‌محیطی تبدیل شود.بر اساس ارزیابی سازمان ملل، خشک شدن دریاچه ارومیه می‌تواند به طوفان‌های نمکی و پراکنده شدن حجم عظیمی از نمک به مناطق وسیعی از اطراف دریاچه شود که هم کشاورزی این منطقه را از بین ببرد، هم باعث شیوع بسیاری از بیماری‌ها، از جمله سرطان شود.این گزارش همچنین می‌گوید که آب‌های زیرزمینی شیرین مناطق اطراف می‌تواند با حفر چاه‌های عمیق‌تر به سفره‌های زیر زمینی آب شور کنار دریاچه برسد و باعث نابود شدن منابع آب مصرفی مردم شود.

● خشکی و شوری رودخانه های کارون و مارون و جراحی و زایند ه رود:

اکنون کف رودخانه کارون که پرآب‌ترین رودخانه کشور و طولانی‌ترین رودخانه‌ی ایران و منطقه به طول ۹۵۰ کیلومتربود، مشخص و قابل روءیت است وآب ان بعلت زدن سد گتوند با صرف چهارهزار میلیارد تومان با مهندسی غلط و بدون کارشناسی بعنوان جنایتی در حق سرزمین ایران ۲۵ در صد شورتر شده است .در ساختن سد گتوند حگومتهای رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد نقش داشته اند.  کلانتری وزیر اسبق کشاورزی در دوران رفسنجانی در مورد سد گتوند بر روی کارون  می‌گوید: «مهندس مشاور در پروژه سد گتوند وقتی که وابسته به وزارت نیرو بود در پاسخ به اعتراض به اینکه اینجا گنبدهای نمکی (گچساران )هست، گفت که ما با کشیدن پتوی رسی روی گنبدهای نمکی این را جبران می‌کنیم و ۱۳۰ میلیارد تومان هم همزمان با احداث سد روی گنبدهای نمکی پتوی رسی کشیدند اما با اولین آبگیری از سد شهید عباس‌پور به سد گتوند تمام این پتوها از بین رفت». کلانتری همچنین می‌گوید: «در دوران احمدی‌نژاد که تابستان ۹۰ می‌خواست این سد را افتتاح کند، من این را خدمت ایشان گفتم، اما گفتند اشتباه جا به جا شدن سد در زمان دولت خاتمی اتفاق افتاده است و این کار را زمان آقای حبیب الله بی‌طرف، آقای اردکانیان انجام داد. گفتم این اشتباه اول بود ، اشتباه دوم را شما انجام ندهید، به عنوان دفاع از کشاورزان، آب‌گیری نکنید، آب شیرین را شور نکنید. یعنی با آب شیرین هم این کار را کردیم.» اما هم‌اینک به طور متوسط ۳۵۰ واحد نمک وارد رودخانه می‌شود که اگر این آب شور هم‌چنان جاری باشد، دیگر کارون منبع آب شیرین نخواهد بود و اکوسیستم و زندگی و سلامت میلیون‌ها نفر از اهالی خوزستان به مخاطره خواهد افتاد و بهمان علت نیز رودخانه‌های مارون و جراحی اکنون خشک شده‌اند.

مرگ زاینده رود هم فقط مرگ یک رودخانه نیست، وجهه تلخ‌تر آن فرورفتن کشاورزان استان اصفهان در فقر است تا حدی که حالا نه تنها محصولی ندارند. کشاورزان اصفهانی سالهاست که هر از چندگاهی تراکتورهای خاک گرفته‌شان را در ورودی شهر ورزنه به صف می‌کشند تا حقآبه ای را که می‌گویند که پانصد سال پیش شیخ بهایی در طوماری برایشان تعیین کرده، از دولت پس بگیرند؛ تا بتوانند به شغل اجدادی‌شان ادامه دهند و کشاورزی کنند.سند حقابه کشاورزان اصفهان طوماری است که گفته‌ می‌شود شیخ بهایی در سال ۹۲۳ هجری قمری برای حل مساله تقسیم آب این منطقه تنظیم کرده است. در این طومار با محاسبه آمار بارندگی سرچشمه‌های زاینده رود، سهمیه آبی برای باغداران، کشاورزان و ساکنان منطقه در نظر گرفته شده بود.حقابه‌ای که بخشی‌ از آن نصیب صنایع فولاد و ذوب آهن اصفهان شده و بخش دیگرش سالهاست با خط لوله ای به یزد رفته است. قرار بود خط لوله انتقال آب به یزد زمانی کارش را آغاز کند که تونل کوهرنگ سه افتتاح شده باشد. تونلی که آب را از چهارمحال و بختیاری به اصفهان می‌برد. احداث تونل کوهرنگ سه که خود مخالفان سرسختی در دو استان چهارمحال و بختیاری و خوزستان دارد، حدود ۲۰ سال پیش آغاز شد و ناتمام ماند.بر روی پلاکارد یک کشاورز اصفهانی این جمله جلب توجه می کند: اصفهان و چهار محال برادرند با سوءمدیریت مردم را به جان هم نیندازیم!

در شماره آینده به بررسی یک چند از عوامل بحران آب خصوصا سوء مدیریت مسءولان نظام ولایت فقیه میپرداریم.

بنی‌صدر در مصاحبه با واشنگتن پست: سیاست ترامپ، رژیم ایران را تقویت می‌کند

ورلدپست:فکر می‌کنید که پشت تصمیم دونالد ترامپ برای خروج از توافق هسته‌ای با ایران چه بود؟

بنی‌صدر:حکومت باراک اوباما، توافق هسته‌ای را بمنظور ایجاد تعادل میان اتحاد اسرائیل و عربستان، و حضور ایران در منطقه برقرار کرد تا از تسلط این اتحاد بر خاورمیانه، جلوگیری کند. ترامپ، برعکس این کار را انجام داد: از برجام خارج شد تا برهم زدن آن تعادل و تسلط اسرائیل، عربستان سعودی و آمریکا بر خاورمیانه را ممکن کند.

ورلدپست:فکر می‌کنید که این سیاست ترامپ، ایران را بیشتر منزوی کند یا آمریکا را؟

بنی‌صدر:اروپایی‌ها (اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان و انگلستان) همراه با روسیه و چین، توافق هسته‌ای را امضا کردند، و خانم فردریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، و رهبران فرانسه، آلمان و انگلستان، مواضع قاطعی اتخاذ کردند مبنی بر اینکه، صرف نظر از آنچه که آمریکا انجام دهد، به حمایت از برجام ادامه خواهند داد. اروپا دارد به این نتیجه می‌رسد که ایالات متحده، تحت ریاست جمهوری ترامپ، در حال تبدیل شدن به یک "دولت لات" است و توانا به رهبری "دنیای آزاد" نیست. در این مورد، آمریکا اکنون فقط متحد اسرائیل و عربستان سعودی است؛ ترامپ از معاهده اقلیمی پاریس نیز خارج شده، ایالات متحده کاملا تنهاست. در آنچه به ریم ایران مربوط میشود، بستگی مستقیم به جنگ قدرت در درون ریم دارد. اگر حسن روحانی بتواند در قدرت بماند و توافق با دیگر امضاکنندگان برجام را حفظ کند، ایران منزوی نخواهد شد. با اینحال، اگر فرماندهان سپاه، این فرصت فراهم شده بوسیله ترامپ را برای تسخیر کامل دولت مغتنم بشمارند، رژیم ایران نیز منزوی خواهد شد.

ورلدپست:آیا از حکومت ترامپ، انتظار تلاش برای تغییر رژیم در ایران از طریق تحریمهای شدیدتر یا حتی مداخله نظامی دارید؟

بنی‌صدر:جان بولتون، مشاور امنیت ملی آقای ترامپ، از حامیان شناخته شده تغییر رژیم در ایران است. طنز ماجرا این است که تحریمهای جدید و تهدید به جنگ، روشی است که فقط به کمک تثبیت ریم ایران می‌آید. امکان استفاده از وضعیت بحران دائمی که آمریکا ایجاد می‌کند رژیم را قادر به ادامه حیات می‌سازد. بنابرین، در واقع، سیاست ترامپ، رژیم ایران را قویتر می‌سازد نه ضعیفتر. این سیاست، تندروهایی را تثبیت می‌کند که می‌گفتند نمی‌توان به ایالات متحده در برجام اعتماد نمود (همان استدلال ترامپ درباره ایران).

اگر آقای ترامپ واقعا خواستار تغییر ریم در ایران بود، بهترین راه برای دستیابی به آن، حذف تمامی تحریمها بود**. این امر، رژیم را از دشمنی، محروم می‌کند که برای بقا به آن نیاز دارد. و همچنین برای مردم ایران، فضای تنفسی را ایجاد می‌کند که برای ادامه مبارزه برای استقلال، آزادی و دموکراسی به آن نیاز دارند. اما حمایت یا تلاش برای قشون کشی به ایران برای تغییر ریم، امریکا را گرفتار فاجعه‌ای چند بار بزرگتر از فاجعه عراق و افغانستان خواهد کرد. هرکسی، صرف نظر از اینکه اصلاحطلب یا اصولگرا یا غیرسیاسی باشد، در مقابل متجاوز خارجی خواهد ایستاد.

ورلدپست:شما از مخالفان دیرپای نظام دینی در تهران از زمان تبعید بوده‌اید. ولی آیا با آقای ترامپ، و حتی برخی اروپایی‌ها همچون آقای مکرون موافقید که می‌گویند ایران، جنگ و بی‌ثباتی را در خاورمیانه ترویج می‌کند؟

بنی‌صدر:امر واقع این است که رژیم ایران، از ترور بعنوان روش در جنگهایی که در آن درگیر است، استفاده می‌کند. اما این امر نیز حقیقت دارد که استفاده از ترور برای حذف مخالفان، منحصر به رژیم ایران نیست. برای مثال، حکومت اسرائیل نیز سابقه‌ای طولانی در حذف دشمنانش از طریق قتل یا دیگر انواع ترور دارد. منتقد سرسخت رژیم دیکتاتوری در ایران بوده‌ام که به رژیم مافیاهای نظامی-مالی تبدیل شده است. با اینحال، حقیقت را همواره باید گفت. واقعیت این است که آمریکا و متحدانش، تمام این جنگها را در خاورمیانه شروع یا تشدید نمودند. دو جنگ عراق و افغانستان را خود آمریکا آغاز کرده است. آمریکا با فرانسه و دیگران، معمر قذافی را در لیبی سرنگون کردند و جنگی را در آنجا آغاز کردند. آمریکا، همراه با عربستان سعودی، قطر و ترکیه، نیروهای جهادی را در سوریه مسلح کردند. آمریکا و متحدانش، خیلی قبلتر از ایران در یمن درگیر بودند.

لینک مصاحبه در واشنگتن پست:      http://goo.gl/5JU8Lp

وضعیت سنجی یکصد و نود و نهم: پنهانکاری و سند سازی و سند بازی

     نخست بدانیم که این بار اول نیست که سند سازی و بازی سابقه دارد. بار اول بکار آن آمد که آﮊانس بینالمللی انرژی اتمی، پرونده اتمی ایران را به شورای امنیت بفرستد و آن شورا تحریمها برضد ایران وضع کند و وضع تحریمها از سوی امریکا و اروپا را موجه کند. این بار که نتان یاهو، شب اول ماه مه، از بدست آوردن 55000 سند و 183 سی.دی سخن گفت و سندهارا سندهائی توصیف کرد که جای چون و چرا باقی نمیگذارند، هدف او زمینه ساختن برای توجیه تصمیم ترامپ، رئیس جمهوری امریکا، در افکار عمومی امریکا و اروپا است. بیهوده نیست که در پایان دادسخن دادنش، اظهار اطمینان کرد که ترامپ تصمیم بایسته را خواهد گرفت. ظریف و معاونش، ترامپ را چوپان دروغگو خواندند. نخست بنگریم لوموند سخنان نتان یاهو را چگونه ارزیابی میکند:

 لوموند: ضعف اساسی سند ارائه کردن نتان یاهو در ایناست که:

 لوموند (1 ماه مه 2108) نخست محتوای اصلی سخنان نتان یاهو را میآورد و آنگاه آن را ارزیابی میکند:

 باتوجه به اینکه چند روز بیشتر به اعلان تصمیم ترامپ در باره ماندن و یا نماندن در توافق اتمی با ایران، نماندهاست، اتهامی که نتان یاهو، در 30 آوریل، به ایران وارد میکند، سنگین است. او تأکید میکند که «مدارک مجاب کننده» گویای وجود برنامه قدیمی ایران برای تولید بمب اتمی است.

     نتان یاهو تصریح میکند که اسنادی که، چند هفته پیش، دوایر سری اسرائیل بدست آوردهاند، کپی هزاران سند هستند – 55000 سند و 183 سی.دی – که در انباری مخفی، در حومه تهران، پنهان شده بودند.

  اما برنامه اتمی ایران که در سال 2003، رها شد، در اساس، شناخته بود. ضعف عمده سند ارائهکردن نخست وزیر اسرائیل در ایناست که مدارک روشنی دال بر نقض قرارداد اتمی که در 2015 (قرارداد وین)، ایران با پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان و اتحادیه اروپا امضاء کرد، ارائه نمیدهد.

    حکومت نتان یاهو میگوید: سندها در اختیار امریکا قرار داده شدهاند و در اختیار کشورهای اروپائی نیز قرار داده میشوند.

 و نیویورک تایمز (1 ماه مه 2018) کار نتان یاهو را تا بخواهی هنرپیشگی و «نمایش» میخواند و آن را بخشی از فعالیتهای دیپلماتیک حاد این روزها ارزیابی میکند. قراردادی که حکومت اوباما و پنج کشور بزرگ دیگر جهان امضاء کردند، اینک، در انتظار تصمیم ترامپ است که قرار است در 12 ماه مه، اعلان شود.

 کوریه انترناسیونال (1 ماه مه) گزارش میکند که، از دید پرشمار ناظران، در میان سندها که نتان یاهو، ارائه کرد، سندهای واقعاً جدید یا مدارک مبرهن، وجود نداشتند. تایمز اسرائیل (همان تاریخ) مینویسد: نخست وزیر سندی که بگوید ایران قرارداد اتمی را نقض کرده است، ارائه نکرد و نیز نتوانست ثابت کند که ایرانیان اجرای برنامه اتمی ممنوعه، حتی غنیسازی اورانیوم را از سرگرفته است.

 روزنامه هاآرتص (1 مه 2018): ارزیابی کارشناسان اطلاعات و دیپلماتها ایناست که نتان یاهو مدرکی حاکی از نقض قرارداد اتمی توسط ایران، ارائه نکرد. در عوض، آنچه او ارائه کرد، میتواند امریکائیان مردد را به خروج از قرارداد وین برانگیزد.  

 «از اتفاق»، به گزاری یو.اس.آ تو دی، در همان روز 30 آوریل، ترامپ، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک با رئیس جمهوری نیجریه، موقع را مغتنم شمرد برای اینکه قرارداد اتمی با ایران را «وحشتناک» بخواند. روزنامه خاطر نشان میکند: ترامپ قصد دارد، پیش از دیدارش با کیم جون اون، رهبر کره شمالی، با خروج از قرارداد اتمی، «پیام خوبی» به او بدهد.

 در همان روز، مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، تلفنی، با پوتین، رئیس جمهوری روسیه، در باره قرارداد اتمی با ایران، گفتگو کردند، حاصل آن این شد که این دو ماندن در قرارداد و اجرای دقیق آن را از امریکا خواستند. بدیهی است که

 مکرون و خانم می، نخستوزیر انگلستان و خانم مرکل، صدراعظم آلمان، با یکدیگر گفتگو کردند و نظر مشترک خود را انتشار دادند: در قرارداد اتمی با ایران باید ماند و بر سر تکمیل آن، مورد دائمی کردن ممنوعیت تولید سلاح هستهای توسط ایران و نیز موشکهای بالستیک ایران و توسعه قلمرو بازرسیها و پایان یافتن مداخلات ایران در کشورهای منطقه، با ایران و دیگر کشورهای امضاء کننده قرارداد، به گفتگو نشست.

 در یکم مه 2018،  فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اروپا گفت: سندی حاکی از نقض شدن قرارداد اتمی توسط ایران در دست نیست.

 آﮊانس بینالمللی انرﮊی اتمی در 1 مه 2018، تصریح کرد: «نشانه‌ای از تلاش جمهوری اسلامی ایران برای دستیابی به تسلیحات اتمی در سال‌های اخیر در دست ندارد».

    بدینقرار، موگرینی و آﮊانس میگویند: سندی دال بر نقض قرارداد اتمی توسط ایران در اختیار نیست و لوموند و دیگر روزنامههای معتبر (امریکائی و اسرائیلی) براین باور هستند که ولو سندها واقعیت داشته باشند، مجهولی را معلوم نمیکنند. غرب میدانست که ایران برنامه تولید بمب اتمی را داشته و در سال 2003 آنرا متوقف کردهاست. و نتان یاهو، سندی در دست ندارد که ایران قرارداد وین را نقض کرده است. اما هاآرتص، درباره قصد واقعی نتان یاهو مینویسد: تردید زدائی از تصمیمگیرندگان امریکائی و خروج امریکا از قرارداد اتمی.

 با وجود این، باید پرسید: چرا نتان یاهو، اینسان از انبوه سندها سخن میگوید و بدستآوردن آنها را «شاهکار موساد» میخواند؟ آیا او نمیداند که ارائه سندها – برفرض صحت – میتواند دلیل سودمندی قرارداد وین باشد چرا که این قرارداد سبب شد که پرونده ساخت بمب اتمی بایگانی شود؟ لابد میداند اما اینرا نیز میداند که وسائل ارتباط جمعی غرب، اغلب، کارشان افکار عمومی سازی برای حمایت از سیاستی است که بازیگردانان صحنه سیاست، بنادارند به اجرا بگذارند:

 سیاستی که بازیگردانان صحنه سیاست آمادهکردهاند به اجرا بگذارند:

 پمپئو، وزیر خارجه جدید امریکا، در نخستین سفر خود، پس از شرکت در اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو اتحادیه آتلانتیک شمالی، به اسرائیل و اردن و عربستان رفت تا «سیاست جدید» امریکا در باره ایران را برای سران دولت این کشورها تشریح کند. بنابراین، «نمایش» نتان یاهو، بی مقدمه نیست. حاصل گفتگوهای او با پمپئو و زمینه سازی است. دو روزنامه، یکی امریکائی و دیگری اسرائیلی مینویسند:  هدف رفعکردن تردیدها و قطعی کردن تصمیم به خروج از قرارداد وین است.

    اما آیا «سیاست جدید» در بیرون رفتن از قرارداد اتمی خلاصه میشود؟ پاسخ خامنهای به این پرسش ایناست که جنگ نیز میتواند جزء دیگری از این سیاست باشد:

 هفتهای پیش از «نمایش سند» توسط نتان یاهو، لوموند مقالهای انتشار داد که، بنابرآن، برای نخستینبار، احتمال فروپاشی رﮊیم از درون، بسیار جدی شده است. جزء دوم «سیاست جدید» امریکا میتواند فراهم آوردن اسباب فروپاشی رﮊیم از درون باشد. الا اینکه «اسبابی» که تا این زمان، حکومت ترامپ فراهم آورده است، نقش شمعک را یافتهاند برای جلوگیری از فروپاشی رﮊیم. این پرسش نیز محل پیدا میکند: با این همه سود – تازه ترامپ خطاب به کشورهای نفت خیز عرب میگوید: وادارتان میکنیم پول بدهید – که امریکا از رﮊیم ولایت مطلقه فقیه میبرد، چرا باید اسباب فروپاشی آنرا فراهم آورد؟

 خامنهای در 10 اردیبهشت 1397 (30 آوریل)، یعنی همزمان با «نمایش اسناد» توسط نتان یاهو، به امریکا هشدار داد که هرگاه به ایران حمله نظامی کند، «ایران، او را از کرده خود پشیمان خواهد کرد. طرفه اینکه یک چند از ناظران غرب نیز بر این نظر هستند که در پی موافقت ترامپ و بن سلمان و نتان یاهو، بر سر «سیاست جدید»، نتان یاهو، زمینه حمله نظامی به ایران را آماده میکند. افکار عمومی بیاد میآورد که بوش و حکومتش چگونه برای توجیه حمله به عراق مدرک ساختند.  

    نمایشهای دیگری، اینبار، به بازیگری بازیگران رﮊیم ولایت مطلقه فقیه و دولت سعودی میتوانند ما را از اجزای دیگر «سیاست جدید» امریکا، آگاه کنند:

 دولت سعودی و متحدانش سخن از گسیل قوای نظامی به سوریه میکنند. هدف از گسیل نیرو به سوریه رویاروئی مستقیم با ایران است. همزمان، اسرائیل با بمباران و حمله موشکی به پایگاههای نظامی سوریه – بنابر ادعای اسرائیل، پایگاههای نظامی ایران در اسرائیل – ادامه میدهد. بنابراین، جزء دیگری از «سیاست جدید» امریکا، کشاندن پای قوای نظامی کشورهای عرب دستنشانده به سوریه است.

 آن روزها که ترامپ و کیم جون اون یکدیگر را فحش باران میکردند، محسن رضائی و دیگران «سرداران» سپاه از حکومت روحانی میخواستند که از کره شمالی درس بیاموزد. با زبان بیزبانی گفته بودند که ایران نیز میباید بیاعتناء به تحریمها، بمب اتمی خود را تولید میکرد. اما حالا که سران دو کره برسر «غیر اتمی کردن» شبه جزیره کره توافق کردهاند و کره شمالی میگوید بنا دارد تأسیسات آزمایش سلاح هستهای را برچیند، «سرداران» سپاه چه میگویند؟:

   علی باقری، معاون پیشین شورای عالی امنیت ملی، همزمان با اجرای «نمایش سند» توسط نتان یاهو، یعنی در 10 اردیبهشت (30 آوریل)، شب هنگام، در سخنرانی برای «دانشجویان» پزشکی، گفته است:

    « "برد برد" فقط یک بازی برای انحراف افکار عمومی از معامله ای بود که نتیجه آن برای ملت ایران نه تنها «تقریباً هیچ» بود، بلکه زمینه ساز گستاخی دشمن برای دست اندازی به توانمندی موشکی و اقتدار منطقهای ایران بود. هرچند ممکن است دولتمردان تدبیر و امید از بیان این واقعیت ناراحت شوند، ولی واقعیت این است برجام معاملهِ برد برد نبود، چرا که در برجام ما از قدرت هستهای دست کشیدیم تا منفعت اقتصادی به دست بیاوریم، اما در واقع نه تنها بسیاری از تأسیسات و فعالیتهای هستهای تعطیل شد و بسیاری از تجهیزات هستهای در معرض نابودی قرارگرفت و حتی از 100 حق هستهای ملت ایران صرف نظر شد، بلکه منفعت اقتصادی مورد ادعای دولتمردان تدبیر و امید نیز متوجه کشور نگردید. بر این مبنا، واقعیتِ برجام، معامله میان واگذاری «قدرت هستهای» به امید کسب «منفعت اقتصادی» بود، از این رو حتی اگر منفعت اقتصادی مورد انتظار هم حاصل میشد، باز هم برجام معاملهِ برد باخت بود که قطعاً طرف بازندهِ آن ملت ایران بودند، چه رسد به این که دولتمردان تدبیر و امید نتوانستند حتی شکلات منفعت اقتصادی را از دشمن بگیرند».

    بدینسان، این «سردار»، در همان لحظات، مشغول دلیل تراشی برای نتان یاهو بودهاست. توضیح اینکه دست کشیدن از«قدرت هستهای»، در سال 2015، انجام شدهاست. یعنی تا آن تاریخ، «ایران» در کار تحصیل «قدرت هستهای» که جز بمب نمیتواند باشد، بوده است. وقتی سردار دیگری سخن از لزوم خارج شدن از قرارداد منع گسترش تولید سلاح اتمی میگوید، یعنی این که از دید «سرداران» سپاه، «سیاست جدید» امریکا تشدید فشارهای اقتصادی به ایران است. اما راهکار، تولید بمب اتمی و موشک توانا به حمل سلاح هستهای و سپس، چون کره شمالی، به مذاکره نشستن و امتیازهای سنگین، بابت متوقف کردن آزمایش اتمی، گرفتن است.باوجود این اظهارات، چگونه بتوان گفت که سندها که نتان یاهو ارائه میکند، ساختگی هستند؟

 در حقیقت، جزء مهم که بزرگترین جزء «سیاست جدید» امریکا است، تشدید فشارهای اقتصادی است. ترامپ خود گفته است که تشدید تحریمها بعلاوه تشدید انزوای کره شمالی بعلاوه تهدید به حمله نظامی وسیع، مساوی است با تن دادن کیم جون اون به برچیدن تأسیسات آزمایش سلاح هستهای. کره شمالی باید سلاح های هستهای خود را نیز نابود. کند.

    استیو هنگه اقتصاددان امریکائی میگوید: «عوامل خارجی و سوء مدیریت داخلی، مقدمات یک بحران کامل در اقتصاد ایران را فراهم کرده اند. اقتصاد ایران درگرداب مرگ است». این ارزیابی یعنی اینکه هیچ تدبیر کارآتر از تشدید فشار اقتصادی به ایران نیست. کاری که حکومت ترامپ بدان مشغول است.

     بدینسان، تشدید بازهم بیشتر فشار اقتصادی، اینست آن بخش اصلی «سیاست جدید» امریکا. تا این زمان، امریکا 100 بانک طراز اول دنیا را از معامله با ایران بازداشته است. در باره رویهای که در قبال قرارداد اتمی درپیش خواهد گرفت، دو نظر، اظهار شدهاند:

 از قرارداد اتمی با ایران خارج میشود اما تحریمها را برقرار نمیکند، بلکه آنها را چون شمشیر داموکلس بر سر ایران نگاه میدارد. و

 از قرارداد اتمی خارج و تحریمها را برقرار میکند.

    راهکار اولی، بدینخاطر که ایران و طرفهای بازرگانی و بانکی و نیز سرمایهگذاران را بلاتکلیف نگاه میدارد، برای اقتصاد ایران زیانمندتر است. در هر یک از دو وضعیت، بهای سنگین به پای مردم ایران نوشته میشود. باوجود این، آیا حکومت ترامپ رﮊیم ولایت مطلقه فقیه ضعیف اما وسیله وادارکردن کشورهای نفت خیز به دادن پول را میخواهد و یا اصلاح درونی آن به ترتیبی که کارگزار سیاست امریکا در ایران و منطقه بگردد، یا فروپاشی آنرا؟ باتوجه به سیاست امریکا از انقلاب بدینسو، «سیاست جدید» امریکا همان نگاه داشتن رﮊیم ولایت مطلقه فقیه در ضعف است. اگر این سیاست کاربرد دارد، بدینخاطر است که رﮊیم ولایت مطلقه فقیه بقای خود را «اوجب واجبات» میداند.

    اگر بخواهیم واقعیت را آنسان که هست ببینیم، واقعیت همانسان که هست خود را به ما مینمایاند: در دایره رابطه با امریکا، راهحل که ایران را از تنگنا بدر آورد، وجود ندارد. راهحل خارج شدن از این دایره و راه رشد در پیش گرفتناست. تصمیم را مردم ایران باید بگیرند و اگر نخواهند بهائی را که میپردازند، بازهم سنگینتر کنند، بیدرنگ باید تصمیم بگیرند.

وضعیت سنجی دویستم:خروج امریکا از توافق اتمی و بازگشت تحریمها و شبکه جهانی تخریب نیروهای محرکه

 امرهای واقع همواره مجموعه هستند. هر امری که واقع میشود، با مجموعهای از امرهای دیگر واقع میشود. از اینرو، وقتی امری را پنهان میکنند و یا آن را جز آن که هست، مینمایانند، میتوان آشکارکرد و یا دروغ را راست کرد. در این ایام، امرهای واقعی رخ دادهاند که یکدیگر را ایجاب میکنند، بنابراین، بایکدیگر یک مجموعه تشکیل میدهند:

 استفاده از بیگانه در نزاع بر سر قدرت در درون:

 بکاربردن زور برای مهار بازار ارز بیثمر شد و قیمت هر دلار به 7000 تومان رسید. روحانی میگوید: درآمد ارزی ایران 100 میلیارد دلار است و نیاز کشور به ارز برای واردات، 70 میلیارد دلار است. بنابراین، کشور 30 هزارمیلیارد دلار مازاد ارزی دارد. باوجود این، قیمت ارز، بجای آنکه کاهش بیابد، افزایش مییابد و اینک، هر دلار دوبرابر قیمتی را یافته‌ است که در آغاز تصدی ریاست جمهوری توسط روحانی داشت. پیش از این، عوامل ذهنی و عینی افزایش قیمت دلار را شناسائی کردهایم. در اینجا ربط آن را با امرهای واقع دیگر شناسائی میکنیم:

 نتان یاهو، مجری نمایشی تلویزیونی شد که، درآن، اسناد خارج شده از ایران را نمایش میداد. از انبار واقع در شورآباد، تمامی اسناد را بارکامیون کرده و از ایران خارج کردهاند!؟ هدف، تردید زدائی از ترامپ و همکاران او در خارج شدن از توافق اتمی است. به قول واشنگتن پست افراطیهای ایران و اسرائیل و امریکا، مصرانه خواهان خارج شدن امریکا از این توافق هستند. به سخن دیگر، خارج کردن اسناد از ایران و بکاربردن آن در میراندن توافق اتمی، گویای امرواقع مستمری است که استفاده از قدرت خارجی در نزاع بر سر قدرت در درون کشورهای در رابطه است:

 در 5 ماه مه، روزنامه گاردین نوشت به اسنادی دست یافتهاست که بنابرآنها، ترامپ، یک سازمان جاسوسی اسرائیل را استخدام کردهاست تا که با بکار بردن «حقه بازی کثیف» دیپلماتهای امریکائی که در حکومت اوباما مسئول انعقاد  قرارداد اتمی وین  بودهاند را تخریب کند. وارد زندگی خصوصی و روابط شخصی (که شامل روابط جنسی نیز میشود.) آنها شود و نقاط ضعف آنها را بیابد و آنها را به لجن بکشد، تاکه از دید امریکائیان، هم اوباما و حکومتش تخریب شوند و هم قرارداد وین بدترین قرارداد باور شود. بدینسان، دو امرواقع، یکی بردن اسناد از ایران و دیگری بکارگرفتن یک مؤسسه خارجی برای ترور شخصیت امریکائیانی که رئیس جمهوری موظف به حفظ شخصیت و کرامت آنها است، یک هدف را دارند و یک روش هستند: استفاده از بیگانه در مبارزه بر سر قدرت در درون. این دو امر، با امر واقع دیگری همراهند:

 مجلس اسرائیل، به نتان یاهو اختیار ورود در جنگ را داد و نتان یاهو گفت: اگر قرار باشد با ایران مقابله کنیم، بهتر است هم اکنون و نه دیرتر این مقابله را انجام دهیم. همزمان،

 در 6 مه 2018، وسائل ارتباط جمعی اسرائیل مدعی شدند که ایران صدها موشک در سوریه انبارکردهاست و قصد حمله موشکی به اسرائیل را دارد. میدانیم که در طول 70 سالی که از عمر اسرائیل میگذرد، هربار که خواستهاست از راه جنگ، توسعه طلبی کند و قدرت متفوق منطقه بگردد، دست به اینگونه تبلیغات زده‌ است تا حمله پیشگیرانه خود را توجیه کند. بیاد بیاوریم که وزیر دفاع امریکا بعد از دیدار از اسرائیل، خبر داد که جنگ اسرائیل با ایران وقوع یافتنی است.

    این سه امر ربط بالارفتن قیمت دلار را با خود و با امرهای زیر توضیح میدهند:

  بلائی که قرار بود در 12 ماه مه، ترامپ بر سر توافق اتمی بیاورد و چند و چون موضوع گمانه زنیها بود، در 8 مه آورد. او گفت: امریکا از توافق اتمی خارج میشود و شدیدترین تحریمها را در مورد ایران اعمال میکند. در جا نیز حکم ریاست جمهوری را امضاء کردپیش از آن، مکرون به ترامپ هشدار داده بود (اشپیگل) که خروج امریکا از توافق میتواند خاورمیانه را در جنگی عمومی فرو برد. و بدون تردید، تغییری اساسی در روابط ایران با روسیه و چین از سوئی و با غرب از سوی دیگر پدید میآورد.

 تبلیغ ضرورت تصدی دولت توسط نظامیان (= سرداران سپاه = مافیاهای نظامی – مالی) حالا دیگر پایه هم پیدا کردهاست: امریکا از توافق اتمی خارج و تحریمها را برقرارکرد و قوای اسرائیل بحال آماده باش درآمد.  این تبلیغ همراه است با امر واقعی که شعار بسود رضا خان دادن و «کشف جنازه او» و القای نیاز کشور به «رضاشاه مسلمان». «از برجام خارج شوید و اداره دولت را به سپاه واگذارید» (که گفته میشود سخن شمخانی خطاب به روحانی بودهاست)، هدفش زمینه‌ سازی برای «دولت نظامی» بوده‌ است. در حقیقت، ولو شمخانی این سخن را نگفته باشد، اما شرائط کشور در پی خروج امریکا از توافق اتمی، ایجاب میکند، دولت را نظامیان تصدی کنند، «دلیلی» است که آماده کنندگان اذهان عمومی، به تکرار بکار بردهاند. 

 کشور آبستن حوادث است و در بهار حادثه مهمی روی میدهد نیز مکرر بر زبانها جاری شده‌ است. اما آن حادثه و رویداد مهم کدام است؟ بنابر گزارش دریافتی، آن حادثه و رویداد مهم ایناست:

   «در ایام پنج روزه تعطیلی خردادماه بخش مهمی از پروژه جانشینی انجام میشود. احتمال داده میشود حکومت تا قبل از 14 خرداد استعفا کند. این پنج روز بسیار حساس است چرا که هم ماه رمضان است هم تهران بسیار خلوت میشود هم تمامی مدارس و دانشگاهها تا آن موقع تعطیل شدهاند هم در آن ایام روزنامهها و هم ارکان اجرائی کشور تعطیلند. در آن ایام فقط بخشی از نظامیان و نیروی انتظامی و ... سرکارند. تلگرام را که بستند. کافی است در آن چند روز پاریزیت تشدید شود و اینترنت هم قطع شود آن وقت بهترین فرصت برای تغییر و تحول کلان است ». 

    باوجود امرهای واقع بالا، قیمت دلار چگونه میتواند با این شدت و شتاب افزایش پیدا نکند. کشوری که استقلال و آزادی خود را قدر نشناسد، نیروهای محرکه حیاتیش در شبکه جهانی، در تخریب جریان پیدا میکند. اگر هم در آغاز برضد دو هدف اول انقلاب، استقلال و آزادی، کودتا و استبداد بازسازی شد، به خاطر وجود ظروف مرتبطه قدرت بود: از گروگانگیری تا خارجکردن اسناد اتمی از ایران، از قدرت خارجی، در بازسازی استبداد و از میان برداشتن ایستادگان بر حقوق مردم و نیز از میان برداشتن رقیبان، استفاده شدهاست و اینک نیز بکار تصرف کامل دولت توسط حزب سیاسی مسلح  از قدرت خارجی استفاده میشود:

 از گروگانگیری تا خارجکردن اسناد از ایران، استفاده از قدرت خارجی در استقرار استبداد ناقض استقلال و آزادی:

   بخاطر تقویت وجدان تاریخی مردم ایران و تن ندادن به تصرف کامل دولت توسط حزب سیاسی مسلح، استفاده از قدرت خارجی، در بازسازی استبداد را فهرست میکنیم:

1. پیام خمینی به کارتر: ما از بختیار بهتریم

2. گروگانگیری که خمینی آنرا انقلاب دوم بزرگتر از انقلاب اول خواند

3. تجاوز عراق به ایران که استبدادگرایان زمینه ساز آن بودند و هم هدف با انگلستان و امریکا و اسرائیل در ادامه دادن به جنگ: فرو شکستن امواج طوفانی که انقلاب بود و بازسازی استبداد در ایران با هدف حفظ رﮊیمهای استبدادی دست نشانده

4. سازش پنهانی با ریگان و بوش، نامزدهای ریاست و معاونت ریاست جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری امریکا تا که بتوان به قول بهشتی، «از گروگانها مثل آتو برضد بنیصدر و کارتر استفاده کرد». از پرده بیرون افتادن این معامله ننگین، «افتضاح اکتبر سورپرایز» نامگرفت.

5. کودتای خرداد 1360 با استفاده از گروگانگیری یعنی معامله پنهانی در آلودن خمینی به آن معامله کثیف برضد بنیصدر و در واقع بر ضد انقلاب و هدف آن که استقرار مردم سالاری بر اصول استقلال و آزادی بود.

6. معاملههای پنهانی برای خرید اسلحه از امریکا و کشورهای اروپائی که با از پرده بیرون افتادن سفر هیأت مک فارلین به ایران، افتضاح بینالمللی «ایران گیت» نام گرفتند. حاصل ایران گیتها (با هر کشور یک افتضاح ایران گیت)، کودتا بر ضد منتظری و تصرف دولت توسط ایران گیتیها شد. هم اکنون نیز آنها بر کشور حکومت میکنند:

7. دادن فهرستی از 600 «میانه رو» به سرهنگ نورث، طرف گفتگو در معامله پنهانی خرید اسلحه در ازای آزادکردن گروگانها و توضیح دادن به او که چرا باید ایران در جنگ شکست بخورد تا که میانه روها دولت را از آن خود کنند. طرفه اینکه، در آغاز، خواستار دریافت اسلحه کامل از امریکا بودهاند برای سرنگونکردن رﮊیم صدام. سرهنگ نورث نیز به آنها میگوید: ریگان دستور سرنگون کردن رﮊیم صدام را داده است. اما بتدریج، شکست خوردن در جنگ شرط زمامداری میانهروها میشود.

8. مراجعه به کاخ سفید از طریق اسرائیل (حامل پیام کمیچی، مدیر کل وزارت خارجه امریکا بوده است) برای درخواست حمایت و وعده قتل خمینی را در ازای حمایت امریکا از دولت «میانهرو» دادن.

9. قراردادن کشور در حلقه آتش: استقرار پایگاههای نظامی و اطلاعاتی امریکا و اسرائیل در دورادور ایران.

10. جلوگیری از عادی شدن روابط ایران با امریکا و اروپا در حکومت خاتمی: حمله به اتوبوس بازدیدکنندگان امریکائی از تهران از این سو و در سطل آشغال انداختن پیشنهاد صادق خرازی و سفیر سوئیس در ایران که با موافقت خامنهای و خاتمی تهیه شدهبود، توسط بوش و حکومت او.

11. بحران اتمی و استفاده از آن، برای تحمیل احمدی نژاد به مردم ایران از طریق «انتخابات مهندسی شده» و همه کار کردن برای این که ایران تحت تحریمها قرارگیرد و تسلط مافیاهای نظامی – مالی بر کشور کامل گردد. در این دوره است که سپاه بر بخش بزرگی از اقتصاد مسلط میشود و در خوردن و بردن چنان افراط میکند که احمدی نژاد نیز آنها را برادران قاچاقچی میخواند.

12. امر واقع مستمر ادامه دادن بحران تا تمام کردن آن در شکست: ادامه دادن به گروگانگیری تا تن دادن به نقره داغ شدن (میلیاردها دلار ثروت ایران را امریکا برد و خورد) و گرفتار جنگ شدن و ادامه دادن به جنگ تا تمام کردن آن در شکست و جام زهر سرکشیدن و ادامه دادن به بحران اتمی تا تن دادن به «نرمش قهرمانانه» و تسلیم شدن به امضای قرارداد وین با سپردن 105 تعهد. روحانی میگوید امریکا مدعی است ایران سر غرب کلاه گذاشته است. دروغ میگوید. امریکا نمیگوید ایران سر امریکا کلاه گذاشته است. ترامپ میگوید: باید فشار را تشدید میکردیم تا جان ایران به لب برسد.  

13. وارد کردن ایران در هفت جنگ که حاصل آن، موضوع استراتژی نظامی و طرح سیاسی حکومت ترامپ شدن ایران است.

14. خارجکردن اسناد اتمی از کشور و استفاده نتان یاهو از آن در زمینه سازی برای خروج امریکا از توافق اتمی که اسرائیل مدعی است کار جاسوسان اسرائیل بوده است. الا اینکه روزنامه جوان متعلق به سپاه، دو ماه بعد از خارج کردن اسناد از ایران و دو ماه پیش از نمایش تلویزیونی نتان یاهو خبر استفاده از اسناد بر ضد برجام را داده بود. در نتیجه،

15. نگاه داشتن کشور در بحران و انزوا و تحریم و  استفاده از آن در

16. تبدیل سپاه به ستون فقرات رﮊیم. جانشین مردم شدن سپاه، جانشین استقلال و آزادی شدن استبداد وابسته شد. اما سپاه بنابر قانونی که قدرت از آن پیروی میکند، به حزب سیاسی مسلط بدل شد و اینک، با استفاده از قدرت خارجی، در کار تصرف دولت است:

17. خیز برداشتن برای تصرف کامل دولت با دستآویز کردن خطر خارجی که خود آن را ایجاد کرده است: تشدید سانسور و تنگ کردن روز افزون عرصه بر حکومت روحانی و زمینهسازی برای آلت فعل کردن «رهبر». جانشین خامنهای بیشتر از او  آلت فعل خواهد شد.

   بدینسان، نبود استقلال و آزادی، بود بیابان شدن ایران و تخریب روزافزون نیروهای محرکه (ثروت نفت و گاز و فرار استعدادها و سرمایهها از کشور و تخریب نیروی محرکهای که نسل جوان کشور است از جمله با بیکاری) و حضور خفقانآور قدرتهای خارجی منطقه و جهانی در زندگی روزمره یکایک ایرانیان و گرفتار فقر و خشونت روزافزون شدن مردم ایران گشتهاست. آیا تجربه دوران پهلوی و سپس تجربه دوران ملاتاریا و پیدایش حزب سیاسی مسلح و مسلط شدنش بر اقتصاد و دولت، کافی نیست که ایرانیان دریابند زور فقر میآورد و فقر نمیزداید و تا ایرانیان از غفلت از استقلال و آزادی بدر نیایند و از اعتیاد به اطاعت از اوامر و نواهی قدرت نرهند و زندگانی روزانه خود را عمل به استقلال (استقلال در گرفتن تصمیم) و آزادی (انتخاب نوع تصمیم) و دیگر حقوق خویش نکنند، تخریب نیروهای محرکه در شبکه جهانی تخریب نیروهای محرکه، ادامه مییابد.

    اگر ایرانیان محض عبرتآموزی، در نظرها که از پیش از انعقاد قرارداد وین تا امروز اظهار شدهاند، لختی تأمل کنند، راست گویان را از دروغگویان تمیز میدهند. آنها که واقعیتها را همانسان که روی میدادند، میدیدند، از آنها که دلخواه خود و نه واقعیت را میدیدند، باز میشناسند. تفاوت استقلال و آزادی را با قدرتطلبی و وابستگی را در موضعگیری در مییافتند. با آنکه تجربه چون روز، روشن کردهاست که راهکار، بازیافت استقلال و آزادی، بنابراین، استقرار ولایت جمهور مردم است، دست نشاندگان بیگانه، یکی با صراحت  بیشتر و دیگری با صراحت کمتر، میگویند و مینویسند: خروج از توافق و برقرار کردن تحریمها را باید با قشون کشی به ایران و سرنگون کردن «فرقه» حاکم پیگرفت. موضع همسان مثلث زورپرست، یکبار دیگر، وحدت ذاتی سه رأس آن را آشکار کرد!    

 

پیام آقای ابوالحسن بنی صدر به کارگران ایران، بمناسبت روز جهانی کارگر

فایل تصویری

جهت شنیدن صدای مصاحبه لطفا اینجا را کلیک کنید

 

کارگران عزیزم

وضعیتی که در آن هستید را این رقمها گزارش میکنند:

 روزانه بیش از ۸۰۰ کارگر اخراج میشوند و ماهانه ۲۵ هزار تن. از فروردین ۱۳۹۷ تا اواسط فروردین ۱۳۹۷، ۳۰۰ هزار کارگر اخراج شدهاند؛

 ۸۵ درصد بنابر کمترین برآورد و ۹۷ در صد، بنابر قول دبیر اتحادیه کارگران، تحت قراردادهای موقت، مشغول بکارند، یعنی ۱۲ میلیون از ۱۳ میلیون جمعیت کارگران ایران فاقد امنیت شغلی هستند و اقتصاد ایران رانت و مصرف محور است؛

 ۸۰ درصد کارگران ایران دستمزد ماهانهای کمتر از ۱میلیون و ۴۰۰ هزار تومان میگیرند. آنهم در کشوری که، در مرکز آن، خط فقر، 3 میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. طرفه اینکه همان مزد ناچیز نیز به موقع به کارگران پرداخت نمیشود؛

 سهم کار از بهای واحد کالا، تنها ۶ درصد است. یعنی بهرهکشی از کارگران اندازه نمیشناسد؛

 ۷۰ درصد واحدهای تولیدی کشور خوابیدهاند؛

 بی‌‌کاری نه در کاهش که در افزایش است. «وزیر» کشور (در ۱ مهر ۱۳۹۶) گفتهاست: در بعضی شهرها، میزان بیکاری ۶۰ درصد است. بنابر آمار حکومت که واقعی نیستند، ۲۵ درصد جوانان زیر ۲۹ سال، بیکار هستند. در پائیز ۱۳۹۶، مرکز آمار ایران، جمعیت فعال اقتصادی کشور را ۵/ ۲۶ میلیون نفر اعلام کردهاست. بر فرض صحت رقم، یعنی بقیه جمعیت ایران، در تولید، نقشی ندارند. تازه از این ۲۶.5 میلیون نفر نیز، ۵۰.1 درصد در «خدمات» مشغولند. بدینسان، ترکیب شاغلان می‌‌گوید اقتصاد کشور مصرف محور است. با توجه به این واقعیت ۱۷ درصد شاغلان دهقانانند، پس شمار کارگران صنعتی، نمیتواند ۱۳ میلیون باشد!؟

 اینک دیگر برهمگان روشن است که در سطح جهان نیز، نظام سرمایه داری، بیکار برهم میافزاید. بی کاری، مسئلهای از مسائل بزرگ همه جامعهها است و فشار بیکاران را سرمایه داری دست آویز کاستن از سهم کار از ارزشی کرده است که کار تولید میکند.

کارگران ایران!

شما در شمار جمعیت بزرگی از ایرانیان هستید که نیازهای اولیه آنها ، غذا و مسکن و بهداشت و تعلیم و تربیت و محیط زیست سالم، به اندازه  برآورده نمیشوند. پس، با وجود این وضعیت، نباید اجازه دهید، با شما، زبان فریب بکاربرند: در حقیقت، نابرابریهای روز افزون، یکی از پویائیهای رابطه مسلط  زیر سلطه، در سطح رابطه کشورها بایکدیگر و در سطح هر جامعه هستند. به سخن روشن، این زور است که نابرابری ایجاد میکند و زور باوران، زبان فریب بکار میبرند وقتی همان زور را عامل از میان برداشتن نابرابریها تبلیغ میکنند. طی قرون، زبان فریب کوشیدهاست بباوراند که قدرت وسیلهای است که باید از آن زحمتکشان کرد تا نابرابری و خشونت و فقر از میان برخیزد. دروغ گفتهاند و دروغ میگویند زیرا قدرتی که خود نابرابری و خشونت و فقر بر هم میافزاید، ممکن نیست بتواند آنها را از میان بردارد. دروغ است که قدرت دست به دست میشود، حقیقت ایناست که قدرت آلتهای خود را عوض میکند. تاریخ دراز ایران میگوید قشرهای زحمتکش همواره میدانستهاند که استبداد فقر و خشونت میافزاید. میدانسته اند به میزانی که مستقل تر و آزاد تر هستند، از نابرابریها و خشونتها کاسته میشود. لذا، از مرامهای مروج زورمداری چشم برباید بست و بر مرام استقلال و آزاد چشم باید گشود که در طول تاریخ ایران، مرام زحمتکشان ایران بودهاست. در این مرام است که عدالت تمیز حق از ناحق و عدالت اجتماعی برخورداری همگان از حقوق خویش، از جمله حق کار و برآورده شدن نیازها، تعریف جستهاست.

زنان و مردان کارگر!

همواره ایرانیان، در مرام استقلال و آزادی که روش زیست حقوقمند برمیزان عدالت اجتماعی است، با یکدیگر متحد شدهاند، تغییر کردهاند و سرنوشت خود را تغییر دادهاند. در ایران امروز و نیز در هیچ کشور دیگری، بدون هم گرائی نیروهای فعال جامعه، کارگران، دهقانان، پیشه وران، زنان و دانشجویان و معلمان و نیز قشرهای وسیعی از کارکنان دولت، نمیتوان از استبداد آسود و جامعه ای با نظام اجتماعی باز یافت که، در آن، هر شهروند بتواند مجموعهای از کارها داشته باشد و همگان در کار باشند و رشد کنند. زمان آن است که، در سطح کشور، هستههای همیاری، بنابراین، زیست در استقلال و آزادی، پدید آیند تا که بافتی که این هستهها در سطح کشور پدید میآورند، استبداد را از ایران بزداید.

ابوالحسن بنیصدر

۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷